محمد موسوى بجنوردى
58
علم اصول ( فارسى )
عقلى « الاشتغال اليقينى يستدعى البراءة اليقينية » چون شك در محصل و حصول مكلّف به است ، مجراى اصالة الاحتياط است نه برائت . استصحاب چه حكمى دارد ؟ قبل از عمل نايب ، تكليف بر من واجب شده است . بعد از فعل او شك مىكنم كه آيا وجوب متيقن از من رفع شده است يا خير ؟ بنا به استصحاب وجوب باقى است . وجوبى كه بر من متيقن بوده است ، آيا مطلق بوده يا مشروط بر مباشرت ؟ اگر واجب براى من ( چه من ، چه ديگرى ) مطلق بود ، قضيهء مشكوكه نداريم ، چون قضيهء متيقنه به متيقنه ديگر منقلب شده است . اما اينجا نمىدانم كه متيقن من از ابتدا واجب مطلق بوده يا مشروط . اگر مشروط بوده كه ديگر شك نخواهم داشت و اگر مطلق بوده با فعل نايب ساقط مىشود . اگر استصحاب كلى كنيم ؛ وجوب كلى كه جامع است بين واجب مشروط و واجب مطلق ، ( كلى قسم دوم ) ، يعنى شما كلى را يقين داريد موجود شد ، اما در ضمن فرد قصير يا فرد طويل همانند استصحاب كلى حدث مردد بين حدث اصغر يا حدث اكبر كه همان حرمت مس مصحف باشد « لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » . « 1 » وضو گرفتيد اگر اصغر بود مرتفع شد ، اگر اكبر بود ، حدث باقى خواهد بود . « يدور الأمر بين ما هو متيقن البقاء و ما هو متيقن الارتفاع . » مىگوييم : اگر خود جامع اثر داشته باشد ، استصحاب خود جامع را مىكنيم .
--> ( 1 ) واقعه ( 56 ) : 78 « كه جز دست پاكان بدان نرسد » .